تبليغاتX
بچه های مسجد

می گویند از دانه سیب درخت خرما نمی روید،راست می گویند. اما درخت مریض را که میشود سالم کرد.

دعا کیمیاگر است.

دعا مغز و جان یک عبادت شیرین است.

دعا جایگزین فعالیت نیست بلکه سراسر تلاش است.

دعا یعنی احساس نیاز یعنی حرکت به ملکوت .

دعا یعنی با خدا آرام حرف زدن،در دعا طلب و مطلوب یکی ست .... خدا و دیگر هیچ.

دعا یعنی ایمان به استجابت دعا.... استجابت فوری یا تأخیری ، در دنیا و یا در آخرت.

ما برآنیم از سرچشمه زلال معارف اهل بیت (ع) اندیشه صحیح دعا را معرفی کنیم.

بنابراین از کتاب شریف صحیفه سجادیه حضرت امام سجاد (ع) دعای بیستم که معروف به دعای « مکارم الاخلاق » است را تقدیمتان می کنیم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 12:39 | لینک ثابت |

سوره الكهف : آيه 16

وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ

 

مِرفَقاً .

و آن گاه كه از مشركان و آنچه جز خداى مى‏پرستند فاصله گرفتيد، پس به غار پناه بريد، تا پروردگارتان از رحمت خود براى شما گشايشى بخشد و برايتان در كار (و سرنوشت) شما گشايشى فراهم آورد.

 

نكته‏ها:

اين آيه از قول رهبر اصحاب كهف است كه به جوانمردانِ همراه خويش، اميد رحمت الهى و گشايش مى‏دهد.

 

پيام‏ها:

1-    موحّد واقعى، هم بت‏ها را رها مى‏كند، هم از بت‏پرستان جدا مى‏شود.«اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ»

 

2-    خداپرستان از سوى مشركان در معرض تهديد هستند. «فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ»

 

3-    غارنشينى در فضاى توحيد، بهتر از شهرنشينى در فضاى شرك است. «فَأْوُوا إِلَى

 

الْكَهْفِ» حضرت يوسف نيز زندان را بر كاخ ترجيح داد و گفت: «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ

 

إِلَيَّ» .

 

4-    آنكه براى خدا قيام كند و با هجرت، دست از مسكن و جامعه‏ى خود بكشد،

 

مشمول الطاف الهى مى‏شود. «يَنْشُرْ لَكُمْ» .

 

5-   سختى‏ها زودگذر و مقدّمه‏ى آسايش است. «يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 10:57 | لینک ثابت |

سوره الكهف : آيه 15

هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً .

آنان قوم مايند كه به جز او، خدايان ديگرى گرفته‏اند. چرا آنان دليل آشكارى بر خدايان خود نمى‏آورند؟ پس كيست ستمكارتر از كسى كه بر خداوند، دروغى افترا بندد؟

 

نكته‏ها:

با اينكه در كلمه‏ى «افتراء» نسبت دروغ نهفته است، ولى بازهم كلمه «كَذِباً» در آيه مطرح شده است. اين شايد به خاطر آن باشد كه افترا دو گونه است: گاهى امكان نسبت هست، ولى گاهى امكان نسبت هم نيست و شرك از نوع دوّم است. زيرا شريك براى قدرت و علم بى‏نهايت محال است.

 

پيام‏ها:

1-    بى‏تفاوتى نسبت به گمراهى و انحراف ديگران، ممنوع است. «هؤُلاءِ قَوْمُنَا» (اصحاب كهف، از انحراف قوم خود ناراحت بودند.)

2-    بزرگ‏ترين دغدغه‏ى مردان خدا، انحراف عقيدتى مردم است. «اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً»

3-    تقليد و تبعيّت از محيط در عقايد، منطق صحيحى نيست، براى عقايد، بايد دليل روشن داشت. «قَوْمُنَا اتَّخَذُوا ... لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ»

4-    شرك، افترا بر خدا و بى دليل است. «مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ»

5-    دروغ، ظلم است و دروغگو ظالم، و كسى كه به خدا دروغ بربندد، ظالم‏تر است. «فَمَنْ أَظْلَمُ»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 10:54 | لینک ثابت |

سوره الكهف : آيه 14

وَ رَبَطْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً .

 

و ما به دلهايشان نيرو و استحكام بخشيديم، آن گاه كه آنان بپاخاستند و (بر خلاف عموم مردم) گفتند: پروردگار ما همان پروردگار آسمان‏ها و زمين است، هرگز جز او (كسى را به) خدايى نخواهيم خواند، چرا كه در اين صورت حرف خطايى گفته‏ايم.

 

نكته‏ها:

 «شطط»، به معناى افراط در دورى از حقّ و گفتنِ حرف باطلى است كه به هيچ وجه قابل قبول نباشد.

 

پيام‏ها:

1-    آرامش و پايدارى دلها به دست خداست. «رَبَطْنا»

2-    در برابر انحرافات جامعه، نشستن جايز نيست، بايد قيام كرد. «إِذْ قامُوا»

3-    امدادهاى الهى، در سايه‏ى ايمان، وحدت، قيام و توكّل بر اوست. «رَبَطْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا»

4-    قيام در برابر ستمگر، نياز به ايمانى استوار و دلى مطمئن دارد. «رَبَطْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا»

5-    ايمان واقعى همراه با قيام است. «رَبَطْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا»

6-    موحّد واقعى، هرگز سراغ شرك نمى‏رود. «لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً»

7-    ثمره‏ى توحيد در ربوبيّت، «رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» توحيد در بندگى‏ است. «لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً»

8-   شرك، انحراف بعيد و فاحشى است كه هرگز قابل عفو نيست. «شَطَطاً»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 10:53 | لینک ثابت |

یک کاغذ سفید را هرچقدر سفید و تمیز باشد کسی قاب نمی گیرد برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود عبدی در شنبه 29 تیر1387 ساعت 22:57 | لینک ثابت |

برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم تدفین آنها نباش


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود عبدی در شنبه 29 تیر1387 ساعت 22:56 | لینک ثابت |

دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست اسراف در محبت است

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود عبدی در شنبه 29 تیر1387 ساعت 22:56 | لینک ثابت |

برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف جریان آب حرکت کند  (دکتر علی شریعتی)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود عبدی در شنبه 29 تیر1387 ساعت 22:54 | لینک ثابت |

 

نمی دانم از کجا سخن بگویم. سستی و رخوت ما، دارد فراگیر میشود.تنبلی و کسالت ما را احاطه کرده . بهتر بگویم ما تنبلی را احاطه کرده ایم.

جای جای نهج البلاغه امیرالمومنین را که می نگری میبینی کلامش با آدمهای مفت خور بی پرده و صریح است . تند است .گزنده است.

            ابوتراب !خو گرفته ها به زیاده خوری هنوز سود کمتری می دهند ، الان که در این نیمه شب از تو می گویم می دانم که از مرگ تو نیز در هراسند. باور کن از حرفهای بجا مانده از تو در هراسند.

           علی! باور کن نمی توان طوق ننگ و عار را به گردن مفسدان انداخت.وای که اگر تو چنین نمی گفتی دروغگو ها را نمی شناختیم.

شریح قاضی می پنداشت اگر از دارایی شخصی خود مهمانی رنگی برپا کند عیبی نیست ولی زنهار که در حکومت علی نفس می کشد.

چه بگویم ...

                 جهانشاهی قصه ایران امروز خوب یا بد ، دوستی از دوستانم نیز در سالها قبل همچنین پیشنهادی را به دست اندرکاران .... داد، اما آنروز نیز همه گفتند : در شأن ما نیست. آنروزها کارگران شرکت روغن نباتی جهان کرج جلوی کارخانه برای گرفتن حقوق معوقه خود اعتراض کرده بودند.همه آدمکها در خیابان از کنار آنهمه چهره ها تکیده و زحمتکش عبور داده می شدند.کسی صدایشان را نمی فهمید.گویی تأتر خیابانی بر پا بود. هر کس چیزی به زبان می راند:

بیچاره ها ...

ولش کن بابا ما بدبخت تریم ...

از سیری زدن بیرون

و ....

 دوستم گفت: برویم دسته جمعی حقوق آنان را مطالبه کنیم ولی همه تنبل بودند.چرا تنبل شدیم؟ تنبل دزد است،دروغگوست.و دروغگو دشمن خدا .

اخطار آخر : اگر حوزه ها به همین منوال بمانند، طی 20 سال آینده یا به کلی حذف خواهند شد و یا در انزوای کامل به سر خواهند برد.  

یا علی مدد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در شنبه 29 تیر1387 ساعت 1:29 | لینک ثابت |

 

...ای دشتهای محو مقابل

اعماق بی ترحم و تاریک

ای اتفاق گرم

با ما بگو

زینب کجا گریست؟

زینب کجا فشانید

بذر صبر؟

بر ماسه های تو ای گردباد مرگ

آن وقت

وقت درنگ ناقه ی دلتنگی

زینب چه می نوشت؟

                                 سلمان هراتی – دری به خانه خورشید/63


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در جمعه 28 تیر1387 ساعت 19:0 | لینک ثابت |

 

می توان مانند کوهی درد بود

شام با یک قافله شبگرد بود

می توان چون شیر دشت کربلا

نام زینب داشت ، اما مرد بود

                                      علی پورکاظم

 


 

سرّ نیّ در کربلا می ماند اگر زینب نبود

کربلادر کربلا می ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ

پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

.

.

.

در عبور بستر تاریخ ، سیل انقلاب

پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود

                                                     قادر طهماسبی (فرید)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در جمعه 28 تیر1387 ساعت 18:58 | لینک ثابت |

تا ابد

 معمای تاریخ خواهد بود

 اینکه تو باشی

 و سلسله جبال نور

فقط

چهارده قله داشته باشد.

                                 حمید رضا شکار سری – باز جمعه ای گذشت/39


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در جمعه 28 تیر1387 ساعت 18:57 | لینک ثابت |

 

امام سجاد (ع) فرمود : ای زینب ! تو بحمدالله زن دانشمندی هستی که نزد کسی تعلیم ندیدی و دانایی هستی که نزد کسی نیاموختی .

امالی شیخ مفید – ص323


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در جمعه 28 تیر1387 ساعت 12:6 | لینک ثابت |

 

امام سجاد (ع) فرمود : عمه ام، زینب ،با وجود همه مصیبتها و رنجهایی که در مسیرمان به سوی شام به او روی آورد، حتی یک شب اقامه نماز شب را ترک نکرد.

وفیاة الائمة- ص441


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در جمعه 28 تیر1387 ساعت 12:4 | لینک ثابت |

سوره الكهف : آيه 13

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً (13)

ما داستان آنان (اصحاب كهف) را به درستى براى تو حكايت مى‏كنيم.

آنان جوانمردانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و ما بر هدايتشان افزوديم.

نكته‏ها:

مردم نسبت به فساد و جامعه‏ى فاسد سه دسته‏اند:

الف: گروهى در فساد جامعه هضم مى‏شوند. (آنان كه هجرت نكنند و ايمان كامل نداشته باشند.) «كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ»

ب: گروهى كه در جامعه‏ى فاسد، خود را حفظ مى‏كنند. (مثل اصحاب كهف) «إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ»

ج: گروهى كه جامعه‏ى فاسد را تغيير مى‏دهند و اصلاح مى‏كنند. (مثل انبيا و اوليا) «يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ»

در روايات آمده است كه اصحاب كهف، جزو اصحاب و ياران حضرت مهدى (عجّل اللَّه تعالى فرجه) خواهند بود.

 

پيام‏ها:

1-      داستان‏سرايى و قصه‏ى حق و حقيقى گفتن، كار هر كس نيست. «نَحْنُ نَقُصُّ».

 

2-      داستان اصحاب كهف مهم و مفيد است. «نبأ»، خبر مهم و مفيد است.

 

3-      بهره‏گيرى از حقايق و عبرت‏هاى تاريخ، از روشهاى تربيتى قرآن است. «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ».

 

4-      قصه‏هاى قرآن، حقيقت دارد و ساختگى يا آميخته به اوهام و تحريف شده‏ نيست. «نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ» .

 

5-     حركت و تلاش انسان، سبب رشد و هدايت اوست. «آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً» .

 

6-      ايمان و هدايت مراتبى دارد. «زِدْناهُمْ هُدىً».


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در پنجشنبه 27 تیر1387 ساعت 9:57 | لینک ثابت |

 سوره الكهف : آيه 12

ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى‏ لِما لَبِثُوا أَمَداً (12)

سپس آنان را برانگيختيم (و بيدارشان كرديم) تا معلوم سازيم كدام يك از آن دو گروه، مدّت خواب و درنگ خود را دقيق‏تر شماره مى‏كند.

نكته‏ها:

اينكه كدام گروه دقيق‏تر مى‏شمارند، شايد اشاره به آيه‏ى 19 همين سوره باشد كه اصحاب كهف نسبت به مدّت خواب و درنگ خود اختلاف داشتند. «قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ» ...

 

خداوند همه چيز را از آغاز مى‏داند و عالم است، بنا بر اين مراد از «لِنَعْلَمَ» يا اين است كه خدا به زبان مردم سخن گفته و يا اينكه آنچه را خدا مى‏داند، تحقق بخشيده و به صحنه آورد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در پنجشنبه 27 تیر1387 ساعت 9:52 | لینک ثابت |

۱۳ رجب

روز میلاد مبارک مولی الموحدین،امام العارفین،امیرالمومنین حیدر کرار بر عموم مسلمین تبریک و تهنیت باد...

 

علی علیه السلام  و زیبائیها:

 

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

 

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

 

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

 

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

 

 

 

امشب در میخانه حق است که کوبیدن

لعل لب ساقی را حیف نبوسیدن

گر مستم و هشیارم گر خوابم و بیدارم

کارم همه شب این است بر گرد تو گردیدن

تو کیستی ای مولا سقا و ابا السقا

استاد ابو فاضل در آب ننوشیدن


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود عبدی در سه شنبه 25 تیر1387 ساعت 21:23 | لینک ثابت |

 سوره الكهف: آيات 10 تا 11

إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً (10) فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً (11)

آن گاه كه آن جوانمردان به غار پناه بردند، گفتند: پروردگارا! از سوى خود رحمتى به ما عطا كن و براى ما رشدى در كارمان فراهم ساز.

پس ما تا چند سالى كه در آن غار بودند، بر گوش‏هاى آنان (پرده‏ى خواب و بيهوشى) زديم.

 

نكته‏ها:

 «فتية» جمع «فتى» به معناى جوانمرد است. امام صادق عليه السلام فرمودند: «فتى»، به انسان با ايمان گفته مى‏شود، زيرا خداوند آنان را با آنكه سالمند بودند، ولى به سبب ايمانشان، «فتى» معرّفى كرده است.

 «رشد» به معناى رُشد، نجات و رضاى الهى آمده است «1» و در اين سوره سه مورد كلمه‏ى رشد به كار رفته است: در داستان اصحاب كهف، داستان موسى و خضر (آيه 66) و پيامبر اسلام (آيه 23).

در حديثى آمده است كه مراد از «فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ» زدن بر گوشهاى آنان، خواب سيصد و نه ساله و زنده شدن مجدّد آنان است. «2»

پيام‏ها:

1-     براى حفظ دين، جوانمردى، گذشت از رفاه و آسايش و هجرت لازم است.«أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ» .

2-      دعا همراه با تلاش و حركت مؤثّر است. «أَوَى ... رَبَّنا».

3-      هجرت از محيط فاسد براى حفظ ايمان و ارزشها، كارى جوانمردانه است «أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ».

4-      هجرت و قيام براى خدا، زمينه‏ى دريافت امدادهاى الهى است. «أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَضَرَبْنا».


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در سه شنبه 25 تیر1387 ساعت 6:1 | لینک ثابت |

اين آيات داستان اصحاب كهف را ذكر مى‏كند كه يكى از سه سؤالى است كه يهود به مشركين ياد دادند تا از رسول خدا (ص) بپرسند و بدين وسيله او را در دعوى نبوتش بيازمايند. و دو سؤال ديگر- به طورى كه در روايات آمده- يكى داستان موسى و آن جوان همسفر او است، و ديگرى داستان ذى القرنين است.

سوره الكهف : آيه 9

 

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً .

 

آيا پنداشته‏اى كه اصحاب كهف و رقيم، از نشانه‏هاى شگفت ما بودند؟

 

نكته‏ها:

«الرَّقِيمِ» به معناى نوشته و لوحى است كه داستان اصحاب كهف بر آن نوشته شده و نام آنان بر آن رقم خورده است. «الْكَهْفِ» به غار بزرگ گفته مى‏شود.

آيه مى‏گويد: مهم‏تر از خواب كردن چند نفر در غار و سپس بيدار كردن آنها، ايجاد زيبايى‏هاى متعدد و فراوان در روى زمين و سپس محو كردن آنهاست. زيرا ماجراى اصحاب كهف، در برابر قدرت الهى چندان شگفت انگيز نيست.

ماجراى اصحاب كهف، بعد از زمان حضرت عيسى و قبل از بعثت پيامبر اسلام و در سرزمين روم و شهر افسوس بوده و طاغوتشان دقيانوس نام داشته است. درس عبرتى كه‏از اين حادثه مى‏توان گرفت، درسِ هجرت و پايمردى و امدادهاى الهى است و نبايد كارى به مكان و زمان و تعداد و ... داشت.

ظاهراً اصحاب كهف و رقيم، نام يك گروه باشد. و برخى رقيم را نام منطقه‏ى اصحاب كهف دانسته‏اند. گرچه در برخى تفاسير، اصحاب رقيم را آن سه نفرى دانسته‏اند كه براى كسب و كار و زندگى، از خانه بيرون رفتند، در راه باران گرفت و به غارى پناهنده شدند. با ريزش قطعه سنگى از كوه، دَرِ غار بسته شد و آنان زندانى شدند. آنان هر يك كار خير و خالصانه‏اى را كه انجام داده بودند يادآور شدند و از خدا خواستند به خاطر آن عمل، آنان را نجات دهد.

در هر نوبت، كمى سنگ كنار مى‏رفت، تا سرانجام نجات يافتند. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پس از نقل اين داستان فرمودند: هر كه با خدا باشد نجات مى‏يابد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در سه شنبه 25 تیر1387 ساعت 5:57 | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحيم

یکی از اوصاف کلیدی قرآن « قیّم » است . قیّم یعنی یعنی چیزی یا کسی که  به مصلحت هر چیز احاطه داشته باشد و زمام تدبیر امور در دست او باشد. وقتی در مورد سرپرست یک خانواده این واژه را به کار می بریم یعنی کسی که همه مصالح و مفاسد افراد خانواده را می داند. قرآن از آن جهت که متضمن دین الهی است و قرار است نوع بشر را هدایت کند لزوما باید دارای چنین خصوصیتی باشد وگرنه هدایت صورت نمی پذیرد.اساسا همین مولفه باعث شده تا قرآن در زمانهای مختلف حرف برای گفتن داشته باشد، بلکه معارف بلندش را در هر زمانی به تشنگان زلال معرفت عرضه نماید.ما در این صفحات برآن شدیم تا گزیده ای از آیات الهی را با عنایت به      تفسیر نور استاد حجة الاسلام قرائتی خدمتتان عرضه نماییم.و با توجه به روحیات جوانان عزیز تصمیم گرفتیم داستان اصحاب کهف را به عنوان الگوی قرآنی برای جوانان مطرح نماییم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در سه شنبه 25 تیر1387 ساعت 5:52 | لینک ثابت |

ولادت با سعادت

حضرت امام محمد تقي (ع)

بر شيعيان و دلدادگان حضرت مباركباد.

نسیمی از سر زلف بهار دنیا شد

تو آمدی و امیدی به عشق پیدا شد

تو آمدی و خبر آمد از سرادق عرش

زمین برای همیشه پر از مسیحا شد

و آسمان اگر امروز این همه بالاست

به پای قامت طوبای شما پا شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود عبدی در یکشنبه 23 تیر1387 ساعت 19:1 | لینک ثابت |

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است چرا آب به گلدان نرسیده است چرا لحظه باران نرسیده است به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است بگو حافظ دلخشته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته کنعان نرسیده است ، چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است ، دل عشق ترک خورد گل زخم نمک خورد زمین مرد زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد زمین مرد خداوند گواه است دل چشم به راه است که در حصرت یک پلک نگاه است ولی حیف نصیبم فقط آه است تویی آئینه روی من بی چاره سیاه است و جا دارد از این شرم بمیرم که بمیرم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود عبدی در شنبه 22 تیر1387 ساعت 12:14 | لینک ثابت |

 

أَوْضَعُ الْعِلْمِ مَا وُقِفَ عَلَى اللِّسَانِ وَ أَرْفَعُهُ مَا ظَهَرَ فِي الْجَوَارِحِ وَ الْأَرْكَان

 

علی(ع) می فرمایند: بی ارزش ترین دانش ، دانشی است که زبانی باشد و برترین علم ، علمی است که در اعضاء و جوارح انسان آشکار شود.

                     نهج البلاغه - حکمت 9۲


عالم بی عمل به چه ماند؟؟؟.... 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در شنبه 22 تیر1387 ساعت 3:49 | لینک ثابت |

 

إِذَا لَمْ يَكُنْ مَا تُرِيدُ فَلَا تُبَلْ مَا كُنْتَ.

 

    علی (ع)می فرماید : اگر به آنچه می خواستی نرسیدی ،از آنچه هستی نگران مباش.

                                                                                                                                                                             نهج البلاغه ، حکمت 69


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در شنبه 22 تیر1387 ساعت 3:35 | لینک ثابت |

قالَ علي( ع ) :

 

اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَر.

 اگر زبان تربیت نشود ، همچون حیوان درنده می گزد.

نهج البلاغه حکمت 60

 

نکته : یکی از مهمترین مشخصه انسان این است که حرف می زند . خداوند هم در قرآن اشاره فرموده که ما حرف زدن را به انسان آموختیم .حال با توجه به فرمایش امیرالمومنین (ع) اگر همین ابزار حرف زدن (زبان)کنترل نشود،انسان با یک حیوان درنده فرقی ندارد .

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در شنبه 22 تیر1387 ساعت 3:30 | لینک ثابت |

علی

       نامی بلند ولی غریب.

                                     علی غریب نیست . اعمال ما علی را نمی شناسند.

...برآن شدیم تا از زلال چشمه فهم و معرفت عمیقش حکمتهایی بس شگرف و زیبا تقدیمتان کنیم . باشد که همگی به این گفته ها عمل کنیم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در شنبه 22 تیر1387 ساعت 3:24 | لینک ثابت |

سیه گلیم گناهیم ای سحاب کرم         ببار قطره چندی که شستشو طلبیم

طالب آملی


 

یک نوک پا به چادر چوپانیم بیا           کز دستچین لاله کنم تکیه گاه تو

استاد شهریار


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در شنبه 22 تیر1387 ساعت 0:59 | لینک ثابت |

کویک نفر که یاد دل خستگان کند ؟

یا لااقل حکایت مارا بیان کند

من زیر بار معصیتم ضعف کرده ام

دستی کجاست تا مدد ناتوان کند

شبها مرا برای خودت انتخاب کن

فرصت مده  که دیگری ام امتحان کند

درهم بخر که سخت گرفتار درهمیم

خوب است گر چه چشم تو ما را نشان کند .

 

محمد سهرابی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در جمعه 21 تیر1387 ساعت 21:37 | لینک ثابت |

 

وقتي سهراب سپهري دانشجو بود

 از آقاي سپهري بابت لرزاندن تن ايشان در گور عذرخواهي مي‌نمايم

 

اهل دانشگاهم روزگارم خوش نيست ژتوني دارم خرده عقلي سر سوزن شوقي اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است گاه گاهي مي نويسم تكليف مي سپارم به شما تا به يك نمره ناقابل بيست كه در آن زندانيست دلتان زنده شود چه خيالي چه خيالي ميدانم گپ زدن بيهوده است خوب ميدانم دانشم بيهوده است استاد از من پرسيد چقدر نمره ز من مي خواهي من از او پرسيدم دل خوش سيري چند اهل دانشگاهم قبله ام آموزش جانمازم جزوه مشق از پنجره ها ميگيرم همه ذرات وجودم متبلور شده است درسهايم را وقتي مي خوانم كه خروس مي كشد خميازه مرغ و ماهي خواب است خوب يادم هست مدرسه باغ آزادي بود درس بي كرنش مي خوانديم نمره بي خواهش مي آورديم تا معلم پارازيت مي انداخت همه غش مي كرديم كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت درس خواندن آنروز مثل يك بازي بود كم كمك دور شدم از آنجا بار خود را بستم عاقبت رفتم در دانشگاه به محيط خشن آموزش و به دانشكده علوم سرايت كردم رفتم از پله كامپيوتر بالا چيزها ديدم در دانشگاه من گدايي ديدم در آخر ترم در به در مي گشت يك نمره قبولي مي خواست من كسي را ديدم از ديدن يك نمره ده دم دانشگاه پشتك مي زد شاعري ديدم هنگام خطابه به خرچنگ مي گفت ستاره و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد همه جا پيدا بود همه جا را ديدم بارش اشك از نمره تك جنگ آموزش با دانشجو حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر فتح يك ترم به دست ترميم قتل يك لبخند در آخر ترم همه را من ديدم من در اين دانشگاه در به در و ويرانم من به يك نمره نا قابل ده خشنودم من به ليسانس قناعت دارم من نمي خندم اگر دوست من مي افتد من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد من در اين دانشگاه در سراشيب كسالت هستم خوب مي دانم استاد كي كوئيز مي گيرد برگه حذف كجاست سايت و رايانه آن مال من است تريا،نقليه و دانشكده از آن من است ما بدانيم اگر سلف نباشد همگي مي ميريم و اگر حذف نباشد همگي مشروطيم نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود كار ما نيست شناسايي مسئول غذا كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ پي اصلاح خطا ها برويم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود عبدی در جمعه 21 تیر1387 ساعت 20:19 | لینک ثابت |

استاد اخلاق حوزه از دستمان رفت.سادگی و صمیمیت ایشان در محل درس ،در خیابان ارم خیلی جالب و مثال زدنی است.

بی تکلف و بی خدم و حشم بود.

چهار شنبه همه می رفتند اما یک درس در مدرس زیر کتابخانه فیضیه در ابتدای شب تازه جوانه می زد.

...درس اخلاق استاد اشتهاردی.

یادم نمی رود زمانی که از فیضیه تا دفتر رهبری (واقع در صفائیه )پیاده می رفت و بارها روی پله های جلوی مغازه ها می نشست و نفس تازه می کرد.

البته در این میان افرادی که با حرف علمی او تندی کردند،نمی دانم چه می گویند...مهم نیست.

اما مهم است که چرا عده ای نسبت به این تندی ها سکوت کردند...اینهم مهم....نه این خیلی مهم است.

روحش شاد. 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در پنجشنبه 20 تیر1387 ساعت 12:37 | لینک ثابت |

امام هادی (ع) میفرمایند: چه بسا ظالم بردباری که به خاطر بردباريش از ظلم او درگذرند و چه بسا صاحب حقّ بى‏خردی كه به خاطر بى‏خردى خود نور حقّ خويش را خاموش سازد.


 امام علی النقی (ع)میفرمایند:
هر كه دوستى و نظر خود را [به طور كامل و صادقانه‏] در اختيارات گذارد، تو نيز با تمام وجود از او اطاعت كن.


  ابوالحسن ثالث (ع) میفرمایند: هر كه براى خود شخصيّت و ارزشى قائل نشود از گزند او خاطر جمع مباش.

 

 

تحف العقول- ترجمه حسن زاده ص 881  

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در یکشنبه 16 تیر1387 ساعت 11:58 | لینک ثابت |

رساله جبر و اختیار،

                     زیارت جامعه کبیره ،

پاسخهایت به ابن اکثم و ...

                                اینها یادگاران بلند تو اند.

چند نفر از ما با این یادگاری ها انس داریم؟!

ای ابوالحسن ثالث،

                         غلو  ابن حسکه  و ستم متوکلان دروغین کمتر از آن است که تو را بشکنند.

اگر حسین بن علی(ع) آن روش مبارزه خاص را به ما آموخت ، امام هادی(ع) نیز چنین کرد.سازماندهی شیعیان در غالب شبکه ارتباطی وکالت به عنوان یکی از راههای مبارزه با ستم در دوره امامت ایشان بود.

راه بعدی مبازه با غلو کنندگان در حق ائمه (ع) و بحث با اندیشمندان و دانشمندانی بیمار ،همچو یحیی بن اکثم بود.

و تربیت شده مکتب تو چه  عظیم و با کرامت است :

                                                                      عبد العظیم حسنی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در یکشنبه 16 تیر1387 ساعت 11:40 | لینک ثابت |

امام باقر (ع) می فرمایند: فروتنى آن است كه به نشستن در جايى پايين‏تر از شأنت خشنود باشى و به هر كه رسيدی سلام كنى و هر چند كه بر حقّ هستى، ستيزه و جدال را رها سازى.

تحف العقول - ترجمه حسن زاده ص : 525

 


 

امام باقر (ع) می فرمایند:چهره شاداب و خوشرويى مهر آور و نزديك‏كننده به خداست و چهره گرفته و بدرويى دشمنی آور و دور کننده از خداست .                                                             

                                                                                                                    تحف العقول - ترجمه حسن زاده، ص: 527

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در جمعه 14 تیر1387 ساعت 23:22 | لینک ثابت |

ای به سینه ات پنهان گنجهای قرآنی        علم را شکافنده با کلام نورانی

مظهر جمال حق در لباس انسانی            صد چو بوعلی پیشت کودک دبستانی

                     هم سپهر را محور هم وجود را بانی

                      کنیه ات ابا جعفر خود محمد ثانی

استاد سازگار (نخل میثم)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود عبدی در جمعه 14 تیر1387 ساعت 20:35 | لینک ثابت |

نوری که به کائنات تابنده بود

مولای همه ،خدای را بنده بود

هم نام محمد است و باقر لقبش

دریای علوم را شکافنده بود

شعر از: کربلایی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود عبدی در جمعه 14 تیر1387 ساعت 20:31 | لینک ثابت |

ای پر از توحید لبهای ترت

جاری امید از پا تا سرت

کی شود یکبار احساست کنم

در میان جامه پیغمبرت

دیده را بر راه میدوزم بیا!

بگذر از بالین سرد مضطرت

میروم از دست،... آقا! رحم کن!

جان دستان مه آب آورت

چاره سازا! حال بیچاره ببین!

رحم کن بر سائل پشت درت

یا بده ره تا که پیدایت کنم...

یا بیا بنشان گدا را در برت

باز بر راهست،ای آرام دل...!

چشمهای بی قرلر مادرت

هر سحر یک لاله بر خاک اوفتد

صد بقیعستان شده نوحه گرت

سرفرازا!اسم ما را هم ببر...!

در شمار نخل های بی سرت...

شاعر : حامد اهور- همدان


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود عبدی در جمعه 14 تیر1387 ساعت 20:29 | لینک ثابت |

باسمه الجمیل

شعر ناب ، شعر تر، شعری ست که حاصل از صناعات ادبی باشد. شعر از آن جهت به انسان و اهل آن شور می بخشد که دارای درون مایه ای بلند و ملکوتی باشد.و این شعر است که به آدمی شعور می دهد.البته قابل ذکر است که این دوره به دلیل تعدد شعری و بروز شگردهای مختلف شعری از پر بارترین دوره های شعر پارسی است و در این دوره تغییرات و تحولات سوری و ساختاری بسیاری در شعر پارسی ایجاد گردیده که در طول تاریخ گدشته شعر پارسی بی سابقه بوده است.

باری در شعر پیامها و حرفهای ناگفته ای نهفته است که با تعمق می توان فهمید و به آن زلال پیام پی برد.

خلاصه هر کسی یک طیف شعری را می پسندد. یکی رودکی می شود یک مولوی، یکی صائب است و یکی دهلوی ... .

ما برآنیم شعر نو آیینی و زبان امروز شعری را تقدیم کنیم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود عبدی در جمعه 14 تیر1387 ساعت 19:59 | لینک ثابت |

هو السلام ...

هیچ دانه ای در شوره زار نروید و هیچ شوره زاری را توان رویاندن نشاید.

رجب ، هم می رویاند و هم حاصلخیز است.

قدرت رجب به استغفرالله است و بس.

یعنی بارالها : پی بردم به لغزشهایم .

رجب یعنی پوزش می خواهم ...

                                          


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در جمعه 14 تیر1387 ساعت 19:24 | لینک ثابت |

 

اهداف کلی طرح:

1-     آشنایی افراد شرکت کننده با مفاهیم اصیل دینی .

2-      ایجاد روحیه نشاط و خلاقیت در افراد شرکت کننده .

3-     کشف استعدادها و ایجاد زمینه برای شکوفایی افراد خلاق .

4-     خرافه زدایی .

5-     ارائه معارف دینی در غالب اصول دین (بنابر مؤلفه های مورد نیاز).

6-     احیای شعائر اسلامی و مناسبت های دینی .

7-     ارائه الگوی مناسب در سخنرانی ها و مداحی ها و روضه خوانی ها.

8-     پاسخ به شبهات دینی .

9-     معرفی ارزشهای انقلاب،امام و شهداء .

10-  ارائه آموزه های دینی با محوریت: قرآن،نهج البلاغه و صحیفه سجادیه .

11-  تلاش در نهادینه کردن انس با قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه.

12-  سعی در ایجاد انس با نماز و دعا.

13-  مسجد محوری در تمامی برنامه ها .

 

اهداف سیزده گانه یادشده در غالب برنامه های زیر اجرایی می گردد:

 

1-  برنامه های آموزشی

1-1-     گروه سنی ابتدایی :

ردیف

نوع برنامه

1       

کلاس آموزش قرآن مقدماتی.(با رویکرد آموزش و انس با قرآن،نقل داستان های قرآنی،مسابقات قرآنی).

2

کلاس آموزش نماز(از طریق روش های سمعی بصری،مسابقات و...).

3

کلاس حفظ قرآن (سوره های کوچک ) ونهج البلاغه ( حکمت های کم حجم و گلچین شده..).

4

کلاس نقاشی با موضوعات :خدای مهربان،پیامبر امین، چراغ هدایت /کشتی نجات، امام و شهدا،نظم اجتماعی، آداب معاشرت و دعا.

5

آموزش آداب : (آداب سلام کردن،مسجد رفتن،نماز خواندن،....).

6

 

7

 

 

1-2- گروه سنی راهنمایی :

ردیف

نوع برنامه

1

کلاس آموزش قرآن.

2

کلاس آموزش نماز.

3

کلاس حفظ قرآن (سوره های کوچک ) ونهج البلاغه ( حکمت های کم حجم و گلچین شده..).

4

کلاس «گفتمان دینی».

5

کلاس های تقویتی.

6

 

 

1-2-     گروه سنی دبیرستان :

ردیف

نوع برنامه

1

گفتمان دینی.

2

تفسیر.

3

نهج البلاغه.

4

دعا شناسی (دعای بیستم معروف به مکارم الاخلاق ).

5

حلقه های مطالعه کتب شهید مطهری ( کتابهای ده گفتار و یا بیست گفتار و یا عدل الهی استاد ).

6

دفاع مقدس و شهداء.

7

کلاسهای تقویتی.

 

2-برنامه های فرهنگی(فوق العاده)

ردیف

نوع برنامه

1

دیدار با علماء (گروه سنی راهنمایی و دبیرستان).

2

بازدید از اماکن (موزه ها،مراکز فنی و حرفه ای جهت آشنایی با مشاغل).

3

وبلاگ نویسی.

4

آشنایی با فرق انحرافی معاصر (شیخیه،بابیه،بهاییه).

5

عیادت ازجانبازان،بیماران و سالمندان.

6

نظم و انضباط اجتماعی (با دعوت از کارشناسان نیروی انتظامی).

7

احیای شعائر مذهبی و مناسبت های دینی (اعیاد و وفیات ائمه اطهارع ، اعتكاف، ليلة الرغائب ،خطبه خواني خطبه غديرو ... ).

 

3-برنامه های ورزشی

ردیف

نوع برنامه

1

استخر.

2

 آموزش فوتبال.

3

والیبال.

4

تنیس روی میز.

5

کوه پیمایی و پیاده روی.

6

مسابقات ورزشی در رشته های فوتبال ، والیبال ،تنیس ، دوچرخه سواری.

 

4- برنامه های اردویی

ردیف

نوع برنامه

1

اردو های نیم روزه درون شهری جهت گفتمان ها یا کلاسها ( تفریحی- آموزشی).

2

اردو های یک روزه درون شهری(تفریحی ، فرهنگی ، ورزشی و آموزشی) .

3

اردو های یک روزه برون شهری (تفریحی ،فرهنگی، ورزشی)

4

اردوهای برون  استانی ( قم – جمکران و...)

 

برنامه آموزشی طرح تابستانی 1387 در یک نگاه

 

روز           ساعت                 

صبح

عصر

مقطع

11 -  10:15

11:45- 11:15

12:30- 12

13- 12:30

19- 18

20- 19

شنبه

ابتدایی

نقاشی

 

آموزش نماز

 

 

 

راهنمایی

گفتمان

 

 نهج البلاغه

 

 

 

دبیرستان

 

 

 

 

حلقه های مطالعاتی کتب شهید مطهری

گفتمان و تفسیر

یکشنبه

ابتدایی

 

 

 

 

آموزش قرآن و حفظ

 

راهنمایی

 

 

 

 

 

آموزش قرآن و حفظ

دبیرستان

 

 

 

 

 

گفتمان

دوشنبه

ابتدایی

نقاشی

 

 نهج البلاغه

 

 

 

راهنمایی

گفتمان

 

آموزش نماز

 

 

 

دبیرستان

 

 

 

 

حلقه های مطالعاتی کتب شهید مطهری

گفتمان و دعاشناسی

سه شنبه

ابتدایی

 

 

 

 

آموزش قرآن و حفظ

 

راهنمایی

 

 

 

 

 

آموزش قرآن و حفظ

دبیرستان

 

 

 

 

 

گفتمان

چهارشنبه

ابتدایی

نقاشی

 

آموزش نماز

 

 

 

راهنمایی

گفتمان

 

نهج البلاغه

 

 

 

دبیرستان

 

 

 

 

حلقه های مطالعاتی کتب شهید مطهری

گفتمان و نهج البلاغه

پنجشنبه

ابتدایی

 

 

 

 

آموزش قرآن و حفظ

 

راهنمایی

 

 

 

 

 

آموزش قرآن و حفظ

دبیرستان

 

 

 

 

 

گفتمان

جمعه

ساعت 6 - 12

کوهپیمائی

ساعت 13:30- 12

فوتسال نوجوانان

ساعت 15- 13:30

فوفتسال جوانان

 

یادآوری : به جهت کیفیت بهتر کلاسهای آموزشی به تناسب ، کلاسها در غالب اردوهای نیم روزه     ویا یکروزه برگزار می شود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در سه شنبه 11 تیر1387 ساعت 10:4 | لینک ثابت |

از کجای تاریخ بگویم ،هر چه استدلال کرد خود را به نفهمی زدند . می خواستند محمد امین (ص) را تست کنند. گفتند شما، فرزندانتان و اهل و عیالتان را بیاورید ما نیز چنین خواهیم کرد . او همان کرد ولی آنها جا زدند ،ترسیدند وعقب کشیدند. این قصه گذشت تا روز عاشورا.در عاشورا رکن مباهله را کشتند. اما به خلاف قبلی ها اصلا نترسیدند.امان از حرام خوری!!!

              عاشورا به پهنه تاریخ است . به قول استاد شهید مرتضی مطهری(ره) : اگر حسین بن علی الان در بین ما بود، فریادش «فلسطین» بود.

              یادمان باشد انسانهای کامل را بفهمیم و به آموزه های آنان عمل کنیم .

باغ کرامت است گلوی تو یا حسین.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در یکشنبه 9 تیر1387 ساعت 13:43 | لینک ثابت |

 

به نام خدا 

               خدای مهربان

خدایی که بی نام او ،کارها بی نتیجه و ابتر است.

همان خدایی که از کودکی زمزمه کردند و ما فراگرفتیم :

یکی بود یکی نبود،

                          زیر گنبد کبود،

                                              غیر از خدای مهربون

                                                                                 هیچکس نبود.

                  ...ما ایرانی ها از کودکی فلسفه می آموزیم ،فلسفه ای مرکب از عقل و افکار کودکانه.وقتی مادر قصه را با این عبارت شروع میکرد و وقتی به گنبد کبود میرسید چنان قوت قلبی می گرفتیم که هیچگونه احساس تنهایی به ما دست نمی داد ، محکم میشدیم ،و ما از همان روزهای آغازفهممان ، می فهمیدیم بهترین دوست ما « خدای مهربان » است و بس.به همین جهت ،نگاه ما همیشه به سمت بالا بوده و هست: ما ز بالاییم و بالا میرویم... .

به نظر شما گنبد کبود کجاست؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در پنجشنبه 6 تیر1387 ساعت 15:39 | لینک ثابت |