تبليغاتX
بچه های مسجد

 

تلفات نماز شب.

 

درپادگان «غیوراصلی» زیرنظرعلی اقا علمی با شهید مهرداد عزیز الهی که حدود چهارده سال سن داشت آموزش می دیدیم.

درکانکس شماره چهار یک شب موقع خواب نا گهان از ناحیه دست راست احساس درد شدیدی کردم و مثل کسی که دستش شکسته باشد شروع کردم به دادو فریاد کردن .

همه بچه ها از خواب بیدار شدند، جز اثار خراشیدگی چیز دیگری روی دستم نبود ، خیلی خجالت کشیدم فردای آن روز بعد از آمورش شهید پور عابدینی را دیدم ، کمی اندوهگین به نظر می رسید. عصر صدایم زد و گفت : مرا حلال کن ، دیشب من پا روی دست شما گذاشتم و حقیقتا‍" نظر کرده بودم اگر متوجه نشوید یک روز نماز و روزه برای شما بجا بیاورم معلوم شد ایشان مثل اکثر برادران در تاریکی و بدون سرو صدا برای اقامه نماز شب بر خواسته و بعد از سرو صدای من از ترس اطلاع پیدا کردن دوستان خودش را به خواب زده است.

او در مرحله دوم عملیات بیت المقدس به شهادت رسید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی سمیعی در پنجشنبه 3 مرداد1387 ساعت 11:46 | لینک ثابت |

بسم رب الشهدا والصدیقین

 

آن                آن روزها دروازه ای برای شهادت بود اما امروز معبری تنگ هنوز هم برای شهادت           شهادت فرصت است دل را باید صاف کرد.

 

توصیف شه          توصیف شهادت : چه زیبا توصیف می کرد شهادت را شهید محمد عبدی وچه            جمله ای بهتر از این در مورد شهادت می توان گفت : او می گفت ماندن در رفتن            است و آنان که رفتن را برگزیدند ماندند ؟ نه این جسم  من و نه این روح درون درون             کالبدم از من است همه اویند و نیست غیر از او ؟ فقط مدتی به این آواره همه جاییهمه             جایی اجازه داده اند بین خود و او یکی را بر گزیند... چه خوش آنکه او را برگزید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی سمیعی در پنجشنبه 3 مرداد1387 ساعت 11:37 | لینک ثابت |