تبليغاتX
بچه های مسجد

 سوره البقرة (2): آيه 183

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (183)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما مقرّر گرديد، همانگونه كه بر كسانى كه پيش از شما بودند مقرّر شده بود، باشد كه پرهيزگار شويد.

 

نكته‏ها:

تقوى، به معناى خويشتن دارى از گناه است. بيشتر گناهان، از دو ريشه غضب و شهوت سرچشمه مى‏گيرند. و روزه، جلوى تندى‏هاى اين دو غريزه را مى‏گيرد و لذا سبب كاهش فساد و افزايش تقواست. به نظر مفسّران و دانشمندان علوم قرآنى، آياتى كه با خطاب «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» شروع شده‏اند، در مدينه نازل شده و جزء آيات مدنى مى‏باشند. فرمان روزه نيز همچون دستور جهاد و پرداخت زكات در سال دوّم هجرى صادر گرديده است.

 

آثار و بركات روزه‏

                    تقوى و خداترسى، در ظاهر و باطن، مهم‏ترين اثر روزه است. روزه، يگانه عبادت مخفى است. نماز، حج، جهاد، زكات و خمس را مردم مى‏بينند، امّا روزه ديدنى نيست. روزه، اراده انسان را تقويت مى‏كند. كسى كه يك ماه نان و آب و همسر خود را كنار گذاشت، مى‏تواند نسبت به مال و ناموس ديگران خود را كنترل كند. روزه، باعث تقويت عاطفه است. كسى كه يك ماه مزه‏ى گرسنگى را چشيد، درد آشنا مى‏شود و رنج گرسنگان را احساس و درك مى‏كند.

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: روزه، نصف صبر است.

روزه‏ى مردمان عادّى، همان خوددارى از نان و آب و همسر است، امّا در روزه خواص علاوه بر اجتناب از مفطرات، اجتناب از گناهان نيز لازم‏ است، و روزه‏ى خاصّ‏ الخاص علاوه بر اجتناب از مفطرات و پرهيز از گناهان، خالى بودن دل از غير خداست. روزه، انسان را شبيه فرشتگان مى‏كند، فرشتگانى كه از خوردن و آشاميدن و شهوت دورند.

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر كس ماه رمضان را براى خدا روزه بدارد، تمام گناهانش بخشيده مى‏شود.

چنان كه در حديث قدسى نيز آمده است كه خداوند مى‏فرمايد: «الصوم لى و انا اجزى به»

روزه براى من است و من آن را پاداش مى‏دهم.

اهميّت روزه به قدرى است كه در روايات پاداش بسيارى از عبادات را همچون پاداش روزه دانسته‏اند.  هر چند كه روزه بر امّت‏هاى پيشين نيز واجب بوده، ولى روزه‏ى ماه رمضان، مخصوص انبيا بوده است و در امّت اسلامى، روزه رمضان بر همه واجب شده است.

از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل شده است كه فرمود: براى هرچيز زكاتى است و زكات بدنها، روزه است.

 

پيام‏ها:

1-      خطابِ زيبا، گامى براى تأثير گذارى پيام است. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» در حديثى از تفسير مجمع البيان مى‏خوانيم: لذّت خطاب «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» سختى روزه را آسان مى‏كند. اگر والدين بخواهند كه فرزندشان به سخنانشان گوش دهند، بايد آنان را زيبا صدا زنند.

 

2-      از شيوه‏هاى تبليغ آن است كه دستورات مشكل، آسان جلوه داده شود. اين آيه مى‏فرمايد: فرمان روزه مختص شما مسلمانان نيست، در امّت‏هاى پيشين نيز اين قانون بوده است. و عمل به دستورى كه براى همه امّت‏ها بوده، آسان‏تر از دستورى است كه تنها براى يك گروه باشد. «كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»

 

3 - قرآن، فلسفه بعضى احكام همچون روزه را بيان داشته است. زيرا اگر مردم‏ نتيجه‏ى كارى را بدانند، در انجام آن نشاط بيشترى از خود نشان مى‏دهند. «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در شنبه 16 شهریور1387 ساعت 23:42 | لینک ثابت |

 سوره النساء : آيه 23

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ وَ رَبائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً

ترجمه :

بر شما حرام شده است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان، و خواهرانتان و عمّه‏هايتان و خاله‏هايتان و دختران برادر و دختران خواهر و آن مادرانتان كه به شما شير داده‏اند و خواهران رضاعى (شيرى) شما و مادران همسرانتان و دختران همسرانتان (از شوهر قبلى) كه در دامن شما تربيت يافته‏اند، به شرط آنكه با مادرانشان، همبستر شده باشيد، پس اگر آميزش نكرده‏ايد مانعى ندارد (كه با آن دختران ازدواج كنيد) و (همچنين حرام است ازدواج با) همسران پسرانتان كه از نسل شمايند (نه پسر خوانده‏ها) و (حرام است در ازدواج) جمع بين دو خواهر، مگر آنچه پيشتر انجام گرفته است. همانا خداوند بخشنده و مهربان است.

نكته‏ها:

در اين آيه گروه‏هايى از زنان كه به انسان محرمند و ازدواج با آنان حرام است، ذكر شده است.محرميّت و حرمت ازدواج از سه راه حاصل مى‏شود:

ولادت (ارتباط نسبى) ، ازدواج (ارتباط سببى) ،شيرخوارى (رضاع)                       

 تحريم ازدواج با محارم در اديان پيشين نيز بوده است.

ازدواج با غير محارم، عامل گسترش ارتباط خانواده‏ها است.

ازدواج همزمان با دو خواهر، معمولًا آنان را به حسادت و رقابت شخصى و جنسى مى‏كشاند و علاقه‏هايشان به عداوت مى‏انجامد. شايد نهى به اين خاطر باشد. «وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ ...»

 

پيام‏ها:

 

1-      اختيار حرام و حلال كردن همه چيز (مأكولات، مشروبات، معاملات و منكوحات ...) تنها براى خداست. «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ»

2-      شير مادر، همچون تولّد از مادر، يكى از اسباب محرميّت است. در انتخاب دايه دقّت كنيم. «أُمَّهاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ»

3-      به دخترانى كه از شوهر قبلىِ زن شما هستند و در خانه شما زندگى مى‏كنند، به چشم دختر خود نگاه كنيد و مربّى آنان باشيد. «وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ»  

4-     قانون عطف به ما سبق نمى‏شود. «إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ» (كسانى كه قبل از تحريم، دو خواهر را به عقد خود در آورده‏اند، كيفرى ندارند گرچه بعد از اعلام اين قانون بايد يكى از خواهران را نگاه و ديگرى را رها كند.)

 

                                                      تفسير نور، ج‏2، ص: 265 و 255


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در پنجشنبه 3 مرداد1387 ساعت 15:33 | لینک ثابت |

هو السلام

این روزها شاهد سریال جذاب یوسف پیامبر(ع) هستیم که انصافا گروهی از هنرمندان کشورمان کار خوبی را از آب در آورده اند.شبهه ای در مورد ازدواج خواهر و برادر مطرح شده که ما وظیفه خود دیدیم به اندازه توانمان به آن پاسخ دهیم.مطلب زیر برگرفته از ترجمه تفسیر المیزان است که حضرت علامه طباطبائی در توضیح آیه ۲۳ سوره مبارکه نساء مطرح فرموده اند.

                  

                       گفتارى در كيفيت تناسل طبقه دوم از انسان [ فرزندان بلا فصل آدم (ع)]

 

تناسل طبقه اول انسان، يعنى آدم و همسرش از راه ازدواج بوده است كه نتيجه‏اش متولدشدن پسران و دخترانى و به عبارت ديگر خواهران و برادرانى گرديده است و در اين باره بحثى نيست، بحث در اين است كه طبقه دوم بشر يعنى همين خواهران و برادران چگونه و با چه كسى ازدواج كرده‏اند؟ آيا ازدواج در بين خود آنان...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در پنجشنبه 3 مرداد1387 ساعت 15:32 | لینک ثابت |

سوره الكهف : آيه 16

وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ

 

مِرفَقاً .

و آن گاه كه از مشركان و آنچه جز خداى مى‏پرستند فاصله گرفتيد، پس به غار پناه بريد، تا پروردگارتان از رحمت خود براى شما گشايشى بخشد و برايتان در كار (و سرنوشت) شما گشايشى فراهم آورد.

 

نكته‏ها:

اين آيه از قول رهبر اصحاب كهف است كه به جوانمردانِ همراه خويش، اميد رحمت الهى و گشايش مى‏دهد.

 

پيام‏ها:

1-    موحّد واقعى، هم بت‏ها را رها مى‏كند، هم از بت‏پرستان جدا مى‏شود.«اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ»

 

2-    خداپرستان از سوى مشركان در معرض تهديد هستند. «فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ»

 

3-    غارنشينى در فضاى توحيد، بهتر از شهرنشينى در فضاى شرك است. «فَأْوُوا إِلَى

 

الْكَهْفِ» حضرت يوسف نيز زندان را بر كاخ ترجيح داد و گفت: «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ

 

إِلَيَّ» .

 

4-    آنكه براى خدا قيام كند و با هجرت، دست از مسكن و جامعه‏ى خود بكشد،

 

مشمول الطاف الهى مى‏شود. «يَنْشُرْ لَكُمْ» .

 

5-   سختى‏ها زودگذر و مقدّمه‏ى آسايش است. «يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 10:57 | لینک ثابت |

سوره الكهف : آيه 15

هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً .

آنان قوم مايند كه به جز او، خدايان ديگرى گرفته‏اند. چرا آنان دليل آشكارى بر خدايان خود نمى‏آورند؟ پس كيست ستمكارتر از كسى كه بر خداوند، دروغى افترا بندد؟

 

نكته‏ها:

با اينكه در كلمه‏ى «افتراء» نسبت دروغ نهفته است، ولى بازهم كلمه «كَذِباً» در آيه مطرح شده است. اين شايد به خاطر آن باشد كه افترا دو گونه است: گاهى امكان نسبت هست، ولى گاهى امكان نسبت هم نيست و شرك از نوع دوّم است. زيرا شريك براى قدرت و علم بى‏نهايت محال است.

 

پيام‏ها:

1-    بى‏تفاوتى نسبت به گمراهى و انحراف ديگران، ممنوع است. «هؤُلاءِ قَوْمُنَا» (اصحاب كهف، از انحراف قوم خود ناراحت بودند.)

2-    بزرگ‏ترين دغدغه‏ى مردان خدا، انحراف عقيدتى مردم است. «اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً»

3-    تقليد و تبعيّت از محيط در عقايد، منطق صحيحى نيست، براى عقايد، بايد دليل روشن داشت. «قَوْمُنَا اتَّخَذُوا ... لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ»

4-    شرك، افترا بر خدا و بى دليل است. «مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ»

5-    دروغ، ظلم است و دروغگو ظالم، و كسى كه به خدا دروغ بربندد، ظالم‏تر است. «فَمَنْ أَظْلَمُ»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 10:54 | لینک ثابت |

سوره الكهف : آيه 14

وَ رَبَطْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً .

 

و ما به دلهايشان نيرو و استحكام بخشيديم، آن گاه كه آنان بپاخاستند و (بر خلاف عموم مردم) گفتند: پروردگار ما همان پروردگار آسمان‏ها و زمين است، هرگز جز او (كسى را به) خدايى نخواهيم خواند، چرا كه در اين صورت حرف خطايى گفته‏ايم.

 

نكته‏ها:

 «شطط»، به معناى افراط در دورى از حقّ و گفتنِ حرف باطلى است كه به هيچ وجه قابل قبول نباشد.

 

پيام‏ها:

1-    آرامش و پايدارى دلها به دست خداست. «رَبَطْنا»

2-    در برابر انحرافات جامعه، نشستن جايز نيست، بايد قيام كرد. «إِذْ قامُوا»

3-    امدادهاى الهى، در سايه‏ى ايمان، وحدت، قيام و توكّل بر اوست. «رَبَطْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا»

4-    قيام در برابر ستمگر، نياز به ايمانى استوار و دلى مطمئن دارد. «رَبَطْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا»

5-    ايمان واقعى همراه با قيام است. «رَبَطْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا»

6-    موحّد واقعى، هرگز سراغ شرك نمى‏رود. «لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً»

7-    ثمره‏ى توحيد در ربوبيّت، «رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» توحيد در بندگى‏ است. «لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً»

8-   شرك، انحراف بعيد و فاحشى است كه هرگز قابل عفو نيست. «شَطَطاً»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 10:53 | لینک ثابت |

سوره الكهف : آيه 13

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً (13)

ما داستان آنان (اصحاب كهف) را به درستى براى تو حكايت مى‏كنيم.

آنان جوانمردانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و ما بر هدايتشان افزوديم.

نكته‏ها:

مردم نسبت به فساد و جامعه‏ى فاسد سه دسته‏اند:

الف: گروهى در فساد جامعه هضم مى‏شوند. (آنان كه هجرت نكنند و ايمان كامل نداشته باشند.) «كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ»

ب: گروهى كه در جامعه‏ى فاسد، خود را حفظ مى‏كنند. (مثل اصحاب كهف) «إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ»

ج: گروهى كه جامعه‏ى فاسد را تغيير مى‏دهند و اصلاح مى‏كنند. (مثل انبيا و اوليا) «يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ»

در روايات آمده است كه اصحاب كهف، جزو اصحاب و ياران حضرت مهدى (عجّل اللَّه تعالى فرجه) خواهند بود.

 

پيام‏ها:

1-      داستان‏سرايى و قصه‏ى حق و حقيقى گفتن، كار هر كس نيست. «نَحْنُ نَقُصُّ».

 

2-      داستان اصحاب كهف مهم و مفيد است. «نبأ»، خبر مهم و مفيد است.

 

3-      بهره‏گيرى از حقايق و عبرت‏هاى تاريخ، از روشهاى تربيتى قرآن است. «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ».

 

4-      قصه‏هاى قرآن، حقيقت دارد و ساختگى يا آميخته به اوهام و تحريف شده‏ نيست. «نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ» .

 

5-     حركت و تلاش انسان، سبب رشد و هدايت اوست. «آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً» .

 

6-      ايمان و هدايت مراتبى دارد. «زِدْناهُمْ هُدىً».


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در پنجشنبه 27 تیر1387 ساعت 9:57 | لینک ثابت |

 سوره الكهف : آيه 12

ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى‏ لِما لَبِثُوا أَمَداً (12)

سپس آنان را برانگيختيم (و بيدارشان كرديم) تا معلوم سازيم كدام يك از آن دو گروه، مدّت خواب و درنگ خود را دقيق‏تر شماره مى‏كند.

نكته‏ها:

اينكه كدام گروه دقيق‏تر مى‏شمارند، شايد اشاره به آيه‏ى 19 همين سوره باشد كه اصحاب كهف نسبت به مدّت خواب و درنگ خود اختلاف داشتند. «قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ» ...

 

خداوند همه چيز را از آغاز مى‏داند و عالم است، بنا بر اين مراد از «لِنَعْلَمَ» يا اين است كه خدا به زبان مردم سخن گفته و يا اينكه آنچه را خدا مى‏داند، تحقق بخشيده و به صحنه آورد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در پنجشنبه 27 تیر1387 ساعت 9:52 | لینک ثابت |

 سوره الكهف: آيات 10 تا 11

إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً (10) فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً (11)

آن گاه كه آن جوانمردان به غار پناه بردند، گفتند: پروردگارا! از سوى خود رحمتى به ما عطا كن و براى ما رشدى در كارمان فراهم ساز.

پس ما تا چند سالى كه در آن غار بودند، بر گوش‏هاى آنان (پرده‏ى خواب و بيهوشى) زديم.

 

نكته‏ها:

 «فتية» جمع «فتى» به معناى جوانمرد است. امام صادق عليه السلام فرمودند: «فتى»، به انسان با ايمان گفته مى‏شود، زيرا خداوند آنان را با آنكه سالمند بودند، ولى به سبب ايمانشان، «فتى» معرّفى كرده است.

 «رشد» به معناى رُشد، نجات و رضاى الهى آمده است «1» و در اين سوره سه مورد كلمه‏ى رشد به كار رفته است: در داستان اصحاب كهف، داستان موسى و خضر (آيه 66) و پيامبر اسلام (آيه 23).

در حديثى آمده است كه مراد از «فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ» زدن بر گوشهاى آنان، خواب سيصد و نه ساله و زنده شدن مجدّد آنان است. «2»

پيام‏ها:

1-     براى حفظ دين، جوانمردى، گذشت از رفاه و آسايش و هجرت لازم است.«أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ» .

2-      دعا همراه با تلاش و حركت مؤثّر است. «أَوَى ... رَبَّنا».

3-      هجرت از محيط فاسد براى حفظ ايمان و ارزشها، كارى جوانمردانه است «أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ».

4-      هجرت و قيام براى خدا، زمينه‏ى دريافت امدادهاى الهى است. «أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَضَرَبْنا».


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در سه شنبه 25 تیر1387 ساعت 6:1 | لینک ثابت |

اين آيات داستان اصحاب كهف را ذكر مى‏كند كه يكى از سه سؤالى است كه يهود به مشركين ياد دادند تا از رسول خدا (ص) بپرسند و بدين وسيله او را در دعوى نبوتش بيازمايند. و دو سؤال ديگر- به طورى كه در روايات آمده- يكى داستان موسى و آن جوان همسفر او است، و ديگرى داستان ذى القرنين است.

سوره الكهف : آيه 9

 

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً .

 

آيا پنداشته‏اى كه اصحاب كهف و رقيم، از نشانه‏هاى شگفت ما بودند؟

 

نكته‏ها:

«الرَّقِيمِ» به معناى نوشته و لوحى است كه داستان اصحاب كهف بر آن نوشته شده و نام آنان بر آن رقم خورده است. «الْكَهْفِ» به غار بزرگ گفته مى‏شود.

آيه مى‏گويد: مهم‏تر از خواب كردن چند نفر در غار و سپس بيدار كردن آنها، ايجاد زيبايى‏هاى متعدد و فراوان در روى زمين و سپس محو كردن آنهاست. زيرا ماجراى اصحاب كهف، در برابر قدرت الهى چندان شگفت انگيز نيست.

ماجراى اصحاب كهف، بعد از زمان حضرت عيسى و قبل از بعثت پيامبر اسلام و در سرزمين روم و شهر افسوس بوده و طاغوتشان دقيانوس نام داشته است. درس عبرتى كه‏از اين حادثه مى‏توان گرفت، درسِ هجرت و پايمردى و امدادهاى الهى است و نبايد كارى به مكان و زمان و تعداد و ... داشت.

ظاهراً اصحاب كهف و رقيم، نام يك گروه باشد. و برخى رقيم را نام منطقه‏ى اصحاب كهف دانسته‏اند. گرچه در برخى تفاسير، اصحاب رقيم را آن سه نفرى دانسته‏اند كه براى كسب و كار و زندگى، از خانه بيرون رفتند، در راه باران گرفت و به غارى پناهنده شدند. با ريزش قطعه سنگى از كوه، دَرِ غار بسته شد و آنان زندانى شدند. آنان هر يك كار خير و خالصانه‏اى را كه انجام داده بودند يادآور شدند و از خدا خواستند به خاطر آن عمل، آنان را نجات دهد.

در هر نوبت، كمى سنگ كنار مى‏رفت، تا سرانجام نجات يافتند. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پس از نقل اين داستان فرمودند: هر كه با خدا باشد نجات مى‏يابد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در سه شنبه 25 تیر1387 ساعت 5:57 | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحيم

یکی از اوصاف کلیدی قرآن « قیّم » است . قیّم یعنی یعنی چیزی یا کسی که  به مصلحت هر چیز احاطه داشته باشد و زمام تدبیر امور در دست او باشد. وقتی در مورد سرپرست یک خانواده این واژه را به کار می بریم یعنی کسی که همه مصالح و مفاسد افراد خانواده را می داند. قرآن از آن جهت که متضمن دین الهی است و قرار است نوع بشر را هدایت کند لزوما باید دارای چنین خصوصیتی باشد وگرنه هدایت صورت نمی پذیرد.اساسا همین مولفه باعث شده تا قرآن در زمانهای مختلف حرف برای گفتن داشته باشد، بلکه معارف بلندش را در هر زمانی به تشنگان زلال معرفت عرضه نماید.ما در این صفحات برآن شدیم تا گزیده ای از آیات الهی را با عنایت به      تفسیر نور استاد حجة الاسلام قرائتی خدمتتان عرضه نماییم.و با توجه به روحیات جوانان عزیز تصمیم گرفتیم داستان اصحاب کهف را به عنوان الگوی قرآنی برای جوانان مطرح نماییم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم عبدی در سه شنبه 25 تیر1387 ساعت 5:52 | لینک ثابت |